تبليغاتX
غريب تنها

غريب تنها

غريب تنها

               

 

آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

 

ماه محرم الحرام ، ماه شهادت نور چشم پیامبر و ۷۲ تن یاران با وفایش ، ماه پیروزی خون بر شمشیر را به تمامی دوستان تسلیت عرض میکنم

 

باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست
محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 18:2  توسط غريب تنها  | 

همین الان یه خبری تو سایت لبیک خوندم کلی دلم میخواد گریه کنم :

 

يك زائر كر و لال سوماليايي در مكه مكرمه شفا يافت

با لطف و كرم الهي ، يك زائر سوماليايي پس از اينكه به دور خانه خدا طواف كرد و از آب زمزم نوشيد ، حس شنوايي و قدرت تكلم خود را كه از بيست سال پيش تا آن زمان آن را از دست داده بود ، مجددا به دست آورد.
به گزارش گروه اخبار صوتي وتصويري ايرنا ، خبرگزاري اردن ( پترا ) امروز ( يكشنبه ) به نقل از روزنامه الوطن عربستان نوشت : ' علي بن عبدالرحمن الشريف ' ( 42 ساله ) بيست سال پيش بر اثر انفجار يك خمپاره ، قدرت شنوايي و تكلم خود را از دست داد و كر و لال شد و به همين دليل ناچارشد به همراه خانواده اش براي معالجه ترك وطن كند و به انگلستان مهاجرت كند.
وي در انگلستان به متخصصان زيادي مراجعه كرد، اما آن ها نتوانستند كمكي به او بكنند و وي ناچار بود با زبان اشاره با ديگران ارتباط برقرار كند .
شريف خود در مورد شفا يافتنش مي گويد : پس از طواف و سعي ، صداي موذن مسجد الحرام را شنيدم كه اذان صبح مي گفت . پس از اينكه متوجه شدم قدرت شنوايي خود را به دست آورده ام ، بلافاصله به سوي هم كارواني هاي خود رفتم تا ماجرا را براي آن ها شرح دهم . آن ها با ديدن من كه مي توانستم سخن بگويم و بشنوم ، بسيار متعجب شده و اظهار شگفتي كردند .
عبد الصمد محمد مدير بعثه حج و مسوول كاروان آن ها در اين مورد گفت : با ديدن شريف كه سخن مي گفت ، بسيار غافلگير و متعجب شدم، زيرا او قبلا كر و لال بود و در طي پرواز از انگلستان تا عربستان خواسته هاي خود را مي نوشت و از اين طريق با ديگران و مهمانداران هواپيما ارتباط برقرار مي كرد.
عبد الصمد مي گويد هيچ كس اين را باور نمي كرد و همه از او مي خواستند كه سخن بگويد و براي اطمينان وي را به مركز اورژانس برديم و در آنجا پزشكان تشخيص دادند كه گوش هاي او مي شنود و وي مي تواند سخن بگويد .
دكتر محمد غزالي پزشك متخصص گوش و حلق و بيني در بيمارستان ملك فيصل در اين مورد مي گويد : ممكن است انسان قدرت شنوايي و تكلم خود را تا شش ماه به دست بياورد، اما در زمان هاي بيش از شش ماه اين امكان بسيار كم است و پس از بيست سال بازيافتن قدرت شنوايي و قدرت تكلم از جمله حالات بسيار نادر است .

خدایا شکرت

خدایا قربون اون لطف و مهربونیت



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 20:46  توسط غريب تنها  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 23:15  توسط غريب تنها  | 

استاد مطهری در بیان این که چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچى‏گرى او ناشى مى‏شود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏هاى بدن نما و آرایش‏هاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است».(1) به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، یکى از علت‏هاى این حکم است. توصیه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایى از این قبیل که تنها فریب شیطانى‏اند نمى‏باشد، بلکه در واقع براى آگاهى دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت و شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزى ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشترى را مى‏طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار براى مطامع سودپرستان در نیاید.
 به یاد داشته باشیم که  غریزه جنسى، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‏تر مى‏گردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر مى‏شود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحى و خواست اشباع نشدنى در مى‏آورد.(2) و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عده‏اى به همجنس بازى نشانه آشکارى از این حالت است.
بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامى توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسى آنان نیز مى‏گردد و پس از مدتى باعث دلزدگى و بى معنایى آن خواهد شد.

در مورد مردان نیز این گونه نیست که بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد بلکه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و کارهای سخت و به جهاتی که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است.
پى نوشت‏ها:
1. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 436، با تلخیص.
2. همان، ص 434.

اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچى‏گرى او ناشى مى‏شود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏هاى بدن نما و آرایش‏هاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است».(1) به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، یکى از علت‏هاى این حکم است. توصیه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایى از این قبیل که تنها فریب شیطانى‏اند نمى‏باشد، بلکه در واقع براى آگاهى دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت و شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزى ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشترى را مى‏طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار براى مطامع سودپرستان در نیاید.
 به یاد داشته باشیم که  غریزه جنسى، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‏تر مى‏گردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر مى‏شود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحى و خواست اشباع نشدنى در مى‏آورد.(2) و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عده‏اى به همجنس بازى نشانه آشکارى از این حالت است.
بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامى توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسى آنان نیز مى‏گردد و پس از مدتى باعث دلزدگى و بى معنایى آن خواهد شد.

در مورد مردان نیز این گونه نیست که بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد بلکه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و کارهای سخت و به جهاتی که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است.
پى نوشت‏ها:
1. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 436، با تلخیص.
2. همان، ص 434.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:34  توسط غريب تنها  | 

ولادت با سعادت حضرت زینب (س) را به همه ی شیعیان تبریک عرض می کنم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 11:56  توسط غريب تنها  | 

سال نو شمسی را به همه ی هموطنان عزیزم تبریک عرض می کنم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 23:54  توسط غريب تنها  | 

    مرحوم صاحب جواهر فرمود: «روايات مربوطه به كراهت سياه پوشي شامل زنان نميشود.»ايشان در كتاب خود طبق تصريح كتابهاي مقصودي از علماي اماميه، كراهت پوشش سياه را مختص به مردان معرفي نموده زيرا شارع مقدس پوشش غليظ تر و بيش تري براي زنان هنگام مواجهه با نامحرم قرار داده است و رنگ مشكي در مقايسه با رنگهاي ديگر به نحو بهتري پوشش غليظ تر و بيش تر را تامين مي كند.


كراهت پوشش مشكي مختص به مردان آن هم در غير كفش، عمامه و عبا است حتي يكي از فقيهان برجسته شيعه به كراهت چادر مشكي فتوا نداده اند بلكه برعكس مراجع تقليد مثل رهبر معظم انقلاب ايت الله خامنه اي به عدم كراهت چادر مشكي تصريح كرده و بعضي نيز مانند آيت الله فاضل لنكراني و آيت الله تبريزي به برتري حجاب با چادر مشكي فتوا داده و فرموده اند : چادر مشكي بهترين نوع حجاب است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت 20:6  توسط غريب تنها  | 

ذکرِ علق
سلام ما به تو ای معنی حدیثِ علق
ای انتهای غروب و ای ابتدای فلق

ولادت حضرت محمد را به همه ی دوستداران آن حضرت مبارک باد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 13:30  توسط غريب تنها  | 

 

چهار ملاک اصلي براي لباس


همچنان که در کتاب " فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي " ص 5و 6 نيز آمده است  در شريعت اسلام براي لباس پوشيدن , چهار ملاک اصلي قرار داده شده است ؛ يعني پوشيدن هر لباسي که اين چهار شرط را داشته باشد , جايز و غير آن ممنوع است ( مستمسک عروة الوثقي , ج 5 , ص 239 ؛ مجمع الفايده و البرهان , ج 2 , 102 )

شرط اول : لباس بايد پوشاننده ي حد واجب شرعي باشد . بر زن واجب است همه ي بدن خود – به جز صورت و دست ها تا به مچ – را از نامحرم بپوشاند . بر مرد نيز لازم است پيش و پس خود را از نگاه ديگران محفوظ نگاه دارد .

شزط دوم : لباس بايد فتنه انگيز و محرک شهوت نباشد . گاهي لباس ساتر مقدار لازم است , ولي تحريک کننده ي قواي شهواني مي باشد ؛ پوشيدن اين لباس هم حرام است .

شرط سوم : لباس بايد ويژه ي کفار نباشد . پوشيدن لباس هاي ويژه ي مسلمانان و نيز لباس هاي مشترک جامعه ي اسلامي و کفار جايز است , اما لباس هايي که پوشيدن آنها انسان را به نظر ظاهري شبيه کفار مي گرداند , ممنوع است . مسلمان بايد هويت اسلامي خود را پاس دارد و با پوشيدن لباس بيگانگان , خود را دلباخته و مفتون روش آنها نشان ندهد (و عزت خود را نيز حفظ نمايد ).

استقلال هويت و اقتدار روحي مسلمان او را از هرگونه پيروي مقرون با ذلت پرهيز مي دهد . پيروي از کفار در آداب و ظواهر زندگي , نوعي به رسميت شناختن سلوک آنها و قرار گرفتن در زير چتر برتري و قيموميت آنان است که با روح عزيز مسلمان مغاير و در دين اسلام به شدت مذموم اعلام شده است .


" و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين ؛ عزت از آن خدا وپيامبر او و مؤمنان است " , منافقون آيه ي 8

" و لن يجعل الله للکافرين علي المؤمنين سبيلاً ؛ خداوند هرگز براي کافران بر مؤمنان راه تسلطي قرار نداده است " , نساء آيه ي 141

" يا ايها الذين امنوا لا تتخذوا الکافرين اولياء من دون المؤمنين ؛ اي مردم با ايمان ! کافران را به جاي مؤمنان ولي و برتر خود نگيريد " نساء آيه ي 144 و نيز نساء آيه ي 139 و مائده آيه هاي 51 و 57 و 81

" من يتولهم منکم فانه منهم ؛ هر کس از شما که آنان را ولي خويش گيرد او از آنهاست " مائده آيه ي 51 .

امام صادق عليه السلام مي فرمايد : " اوحي الله الي النبي من الانبياء ان قل لقومک : لا تلبسوا لباس اعدائي و لا تشاکلوا بما شاکل اعدائي فتکونوا اعدائي کما هم اعدائي ؛ خداوند به يکي از پيامبران وحي فرمود که به قومت بگو لباس دشمنان مرا نپوشيد و به شکل دشمنان من درنياييد که دشمن من مي شويد آن گونه که آنها هستند ( ميزان الحکمة , ح 9135 ؛ وسائل الشيعه , ج 11 , ص 111 , ح 1 )

امام علي عليه السلام مي فرمايد : " قل من تشبه بقوم الا اوشک ان يکون منهم ؛ کمتر کسي است که شبيه گزوهي گردد و از آنها نشود " ( نهج البلاغه , حکمت 207 )

در اين حکم –تنها - " لباس " موضوعيت ندارد و هر عملي که انسان را شبيه کفار و در زمره ي آنها گرداند ممنوع است . پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرموده اند : ليس منا من تشبه بغيرنا , لا تشتبهوا باليهود و النصاري فان تسليم اليهود الاشاره بالاصابع و تسليم النصاري الاشاره بالکف ؛ از ما نيست کسي که به بيگانگان شبيه گردد . به يهوديان و مسيحيان شبيه نشويد ؛ همانا سلام يهوديان اشاره با انگشت است و سلام مسيحيان اشاره با کف دست ( سنن ترمذي , ج 4 , ص 159 )    - پس مي بينيم که تشابه به غير مسلمان ولو در حد يک اشاره نيز ممنوع است !

شرط چهارم : لباس , نبايد " لباس شهرت " باشد . هرگونه لباس و نيز آرايش و رفتاري که موجب انگشت نما شدن آدمي در ميان ديگران شود , ممنوع است . ذکر اين نکته خالي از فايده نيست که لباس " شهرت " و لباس " ويژه ي کفار " , عنواني شناور و نسبي است که در زمان ها و مکان هاي مختلف , مصاديق متفاوت دارد . چه بسا لباسي که در يک جامعه لباس شهرت است و در جامعه ي ديگر غيرعادي تلقي نمي شود يا لباسي که در زماني ويژه ي کفار بوده و در زمان ديگر مشترک ميان امت اسلام و کفر شده باشد . اگر چنين تغييري در عنوان پديد آيد , حکم شرعي نيز در اين مورد متفاوت خواهد بود ؛ يعني فقط  در شرايطي که موضوع " شهرت " يا " تشبه به کفار " تحقق دارد , پوشيدن آن لباس حرام است . براي مثال , کت و شلوار در دوران گذشته آن هنگام که لباس معمول جامعه ي اسلامي لباس بلند بود , تشبه به کفار محسوب مي شد و حرام بود ؛ اما به مرور زمان و با تخلف عده اي بي توجه , آرام آرام کت و شلوار لباس رايج ميان مسلمانان شد . از آن پس پوشيدن آن , پوشيدن لباس ويژه ي بيگانه و تشبه به کفار نيست و به تبع حرمتي هم ندارد . (البته نبايد فراموش نشود که اگر براي لباس شرط اول يا دوم وجود نداشته باشد طبيعتاً به شرط تشبه با کفار يا شهرت هم نمي رسيم که بخواهيم در مورد آن بحث کنيم و کلا پوشيدن آن حرام مي شود .)

شرايط خرد ديگري مثل عدم استفاده ي مرد از لباس زرباف و ابريشمي وجود دارد که مورد نظر بحث فعلي نيست .

اگر لباس انتخابي ما درون اين چارچوب و داراي اين شرايط باشد , از نظر شرعي پوشيدن آن جايز است ؛ اگرچه براي تعيين " الگوي لباس پوشيدن مسلمان " و " فرهنگ پوشش در جامعه ي اسلامي " بايد پژوهش ديگري انجام پذيرد. ( رجوع کنيد به بحارلانوار , ج 76 , ص 311 ,ح 11)

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 16:2  توسط غريب تنها  | 

سالروز امامت آخرین ذخیره ی امامت بر شیعیان و پیروان راستین شان مبارک باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 9:27  توسط غريب تنها  | 

شهادت امام رضا (ع)را به همه ی شیعیان و دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می کنم


وفات حضرت محمد(ص) و شهادت امام حسن(ع)را به همه ی شیعیان تسلیت عرض می کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 0:47  توسط غريب تنها  | 

حجاب رفتاري
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎اي راه نروند که با نشان دادن زينت‎هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند

وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پاي به زمين نزنند که خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود.

از مجموع مباحث طرح شده به روشني استفاده مي‎شود که مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحاي مختلف رفتار، مثل نحوه‌ي پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
بنابراين، حجاب و پوشش زن نيز به منزله‌ي يک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند. همين مفهوم منع و امتناع در ريشه‌ي لغوي عفت نيز وجود دارد؛

 

 

فلسفه حجاب

قرآن کریم علت و فلسفه حجاب را چنین بیان می دارد: «ذلک أدنی آن یعرفن فلا یوذین»

 یعنی برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند؛ چراکه آنها تجسم کرامت و عفاف در جامعه هستند و حرمت دارند. علامه طباطبایی درمورد این آیه می نویسد: «پوشاندن همه بدن به اینکه اهل عفت و حجاب و صلاح و سدادند، نزدیک تر است. در نتیجه وقتی به این عنوان شناخته شدند، دیگر اذیت نمی شوند؛ یعنی اهل فسق و فجور متعرض آنها نمی گردند.»

این فلسفه قرآن کریم را درمورد حجاب به راحتی می توانیم در جوامع امروز بشری به چشم ببینیم که چگونه آمار تجاوزها و باج خواهی از زنان در محیط های مختلف- چه اماکن آموزشی و چه در محیط های کاری مانند کارخانه ها، کارگاه ها و ادارجات- به طور وسیعی در کشورهای غربی افزایش یافته است. بسیاری از زنان در محیط کار خود با باج خواهی جنسی و ارعاب و تهدید همکاران و مدیران ارشد خود، روبه رو می شوند. طبق بررسی ها مشخص شده است که آزار و اذیت جنسی در کشورهای صنعتی جهان باعث شده تا از هر ده زن یک نفر کار خود را رها کرده و بیکار شود. کسانی که از سوی کارفرمایان خود موردسوءاستفاده جنسی قرار گرفته اند، عمدتاً با افسردگی روحی مواجه اند. گزارش سازمان ملل که با بررسی وضعیت 23 کشور جهان تهیه شده است، می گوید این سوءاستفاده ها مدام درحال افزایش است و 60درصد زنان شاغل که موردسوءاستفاده جنسی قرار می گیرند، به خاطر حفظ آبرو از شکایت علیه این آزارها صرف نظر می کنند .

گذشته از این بحث، حجاب و پوشیدگی امری است که خود به خود باعث ارزشمندی زن و افزایش قدر و منزلت او می شود. این قاعده کلی جوامع انسانی است که هر اندازه چیزی به وفور و آسانی در دسترس عموم قرار گیرد، از ارزش آن کاسته می شود و اگر رسیدن به آن به راحتی میسر نباشد و دور از دسترس قرار گیرد، ارزش و اعتبار بیشتری پیدا می کند. زن و نیازهای جنسی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. ویل دورانت در این زمینه می نویسد :

«خودداری از انبساط و امساک در بذل و بخشش بهترین سلاح برای شکار مردان است... مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیاست و بی آنکه بداند، حس می کند که این خودداری ظریفانه از یک لطف و رقت عالی خبر می دهد.» همچنین در جای دیگر می گوید: «آنچه بجوییم و نیابیم، عزیز و گرانبها می شود. زیبایی به قدرت میل بستگی دارد و میل با اقناع و ارضا، ضعیف و با منع و جلوگیری قوی می شود.» در روایات اسلامی تعابیری چون ریحانه در مورد زن به کار رفته که مظهر ظرافت و طراوت شمرده می شود. حجاب وسیله ای برای حفظ طراوت و ظرافت قرار گرفته تا در میان چشم های ناپاک جامعه به پژمردگی کشانده نشود. قرآن کریم هم زنان بهشتی را که یکی از نعمت های بزرگ بهشت می داند، با وصف پوشیدگی و محجوبیت ذکر نموده است که دست احدی به آنها نرسیده است: «کامثال لؤلؤ المکنون ؛ همانند مرواریدهای پوشیده و پنهان در صدف هستند.»

«فیهن قاصرات الطرف لم یطمثمن انس قبلهم و لاجان کانهن الیاقوت و المرجان» ؛ در آنجا زنان زیبایی هستند که پیش از آن دست هیچ انس و جنی به آنها نرسیده گویی یاقوت و مرجان هستند.»

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 14:48  توسط غريب تنها  | 

میلاد با سعادت امام محمد باقر را به همه ی شیعیان تبریک عرض می کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 11:9  توسط غريب تنها  | 

به چه علت حجاب برای زنان واجب شده است در حالی که برای مردان واجب نشده است؟ فلسفه حجاب در اسلام برای چیست؟
براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است:
1
- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینى‏
بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آن‏ها در حدّ نیاز طبیعى، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است.
پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است.
2
- توجه به ساختار فیزیولوژى انسان‏
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏اى مستقیم با تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.
در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روان‏شناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏هاى چشمىِ شهوت‏انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمون‏ها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّک‏هاى شهوانى قرار مى‏گیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک‏هاى حسى پاسخ مى‏دهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است.
از این گذشته چون هورمون‏هاى جنسى زن به صورت دوره‏اى ترشخ مى‏شوند و به طور متفاوت عمل مى‏کنند، تأثیر محرّک‏هاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است.
با توجه به مطالب فوق مى‏توان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است. اسلام مى‏خواهدد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مى‏آمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مى‏ریزد.
اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ظابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 22:23  توسط غريب تنها  | 

تسلیت

باور نمي كنم كه شمشيري پركينه، اقيانوسي را توان شكافتن داشته باشد. باور نمي كنم كه ضربتي نفاق آميز، خورشيد را از نورانيت اندارد. و امشب سرخ ترين پرواز نماز، از رواق خون گرفته محراب بندگي است. شب جان سوزترين ناله هاي نخلستان!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 18:38  توسط غريب تنها  | 

تسلیت

باور نمي كنم كه شمشيري پركينه، اقيانوسي را توان شكافتن داشته باشد. باور نمي كنم كه ضربتي نفاق آميز، خورشيد را از نورانيت اندارد. و امشب سرخ ترين پرواز نماز، از رواق خون گرفته محراب بندگي است. شب جان سوزترين ناله هاي نخلستان!

 

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.» اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.» سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»

 

 

 معنای نام فاطمه

امشب دلم می خواست همانطور که من به این مطلب برخورد کردم دوست داشتم شما نیز از آن اطلاعاتی داشته باشید. فاطمه مشتق از فطم است در مجمع البحرین:فطیم بر وزن کریم طفلی که از شیر بریده و جدا شود و رضای او به نهایت رسیده باشد. رسول خدا (ص) فرمود:بهترین امت من کسی است که جوانی خود را در راه طاعت خدا گذرانیده و از لذات دنیا خود را جدا کرده باشد. فطم و فطام به معنای قطع و بریدن و جدا کردن است. خداوند سبحان خود را فاطم خوانده است یعنی جدا کننده اولیاء خودش از دشمنان و دخول در بهشت .

 

 فدک، ميراث نبوی: يکی از ويژگی‌های حضرت زهرا (س)، علم بی‌کران و فصاحت و بلاغت در سخنوری است. ايشان در خطبه زيبايی که از آن به «خطبه فدکيه» ياد می‌کنند، دريای بی‌کرانی از نکات سودمند اخلاقی و معارف بلند اسلامی را مطرح می‌سازند. فاطمه (س) در بخشی از اين خطبه چنين می‌فرمايد: «خدای تعالی، ايمان را وسيله تطهير شما از شرک، نماز را برای جلوگيری از تکبر، روزه را برای به ثبوت رساندن مراتب اخلاص و حج را وسيله‌ای برای استوار ساختن بنيان دين، عدالت را سببی برای نزديکی دل ها، جهاد را برای عزت و سر بلندی اسلام، صبر و بردباری را مايه استحقاق پاداش، امر به معروف را برای مصلحت حال عموم، نيکی به پدر و مادر را مسيری برای جلوگيری از خشم الهی و صله رحم را وسيله تأخير افتادن مرگ و طول عمر قرار داد».

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 13:6  توسط غريب تنها  | 

حجاب و عفت

دو واژه‌ی «حجاب

حجاب و عفت

دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 15:1  توسط غريب تنها  | 

کیفیت حجاب و پوشش فاطمه زهرا (س)

 در تاریخ نقل شده است که حضرت فاطمه‌ی زهرا(س) وقتی می‎خواستند به بیرون منزل و نزد پیامبر اکرم(ص) بروند، از پوشش‎های خاصی، مثل جلباب (چادر) و برقع (روپوش صورت) استفاده می‎کردند؛علاوه بر این، یکی از حوادثی که بیانگر مقدار حجاب حضرت فاطمه‌ی زهرا(س) در بیرون منزل و در مواجهه با نامحرم است، آمدن ایشان به مسجد برای دفاع از قضیه‌ی فدک است. در داستان غم‎انگیز غصب فدک آمده است: وقتی ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند که حضرت را از فدک محروم نمایند، ایشان با شکل خاصی از حجاب و پوشش، برای دفاع از حق خویش از منزل به مسجد آمدند. راوی داستان، شکل خاص حجاب حضرت را این گونه توصیف نموده است:
لاثت خمارها علی رأسها و اشتملت بجلبابها و اقبلت فی لمة من حفدتها و نساء قومها تطأ ذیولها؛حضرت زهرا (س) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم بر سر بستند و جلباب و چادر را، به گونه‌ای که تمام بدن آن حضرت را می‌پوشاند و گوشه‌های آن به زمین می‌رسید، به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود به سوی مسجد حرکت نمودند.
قضیه‌ی فوق گویای آن است که پوشش بیرون از منزل حضرت «خمار» و «جلباب» بوده که قرآن به عنوان حجاب زنان دربیرون منزل و در مواجهه با نامحرم از آن یاد کرده است. 

 چادر و جلباب قرآنی که حضرت فاطمه زهرا(س) در بیرون منزل و در مواجهه با نامحرم از آن استفاده کرده‎اند چه رنگی داشته است؟

 قرآن به زبان عربی مبین نازل شده است و برای عرب زبانان قابل فهم بوده است؛ بنابراین، باید بررسی نمود که زنان صدر اسلام، که نخستین مخاطبان آیه‌ی جلباب بوده‎اند، از واژه‌ی جلباب چه برداشتی داشته‌اند و تبادر و سبقت ذهنی آنها از آن چه بوده است. در کتاب سنن ابی داود از امّ سلمه، همسر گرامی پیامبر اکرم(ص) قضیه‎ای نقل شده است که مبین تبادر ذهنی زنان عرب آن زمان است.
وقتی آیه‌ی جلباب «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ» نازل شد، زن‌های انصار از خانه‎هایشان خارج شدند، درحالی که پوشش‎های مشکی داشتند؛ گویی کلاغ بالای سر آنها نشسته است .در کتاب عون المعبود، شرح سنن ابی داود در توضیح قضیه‌ی یاد شده، آمده است:
چون پوشش‎هایی که زنان انصار به عنوان جلابیب از آن استفاده کرده بودند دارای رنگ مشکی بوده است، آنان به کلاغ که رنگ آن مشکی است تشبیه شده‎اند.

بعضی از تفاسیر مهم، مانند تفسیر الدر المنثور سیوطی، روح المعانی و تفسیر المیزان نیز در ذیل آیه‌ی جلباب جریان تاریخی فوق را نقل کرده‎اند. علاوه بر شاهد تاریخی مذکور، که سکوت پیامبر اکرم(ص) در مقابل رنگ مشکی پوشش زنان انصار،‌ نیز دلیل بر تقریر و تأیید آن است، شواهد لغوی فراوانی نیز برای اثبات این مدعا وجود دارد که اساساً در ریشه‎ی لغوی جلباب رنگ مشکی اخذ شده است؛ زیرا جلباب در لغت از ریشه‌ی جُلب است و یکی از معانی جُلب در بسیاری از کتاب‎های لغوی معتبر، تیرگی و سیاهی است؛ مثلاً جُلب اللیل به معنای سیاهی شب آمده است. ابن منظور، صاحب کتاب لغت معتبر لسان العرب، پس از نقل شعری که بخشی از آن «و جُلب اللیل یطرده النهار» است تصریح نموده که گوینده‌ی شعر از جُلب، سواد و سیاهی را اراده کرده است.
علاوه بر این، در بعضی از کتاب‎های لغوی معتبر، شواهدی از زبان عربی نقل شده، که جُلب در آنها به معنای تیرگی و سیاهی به کار رفته است؛هم‎چنین در برخی از کتاب‌هایی که درباره‌ی انواع لباس‎های اسلامی نوشته شده‌اند، جلباب به پوشش گسترده‎ی مشکی که زن روی لباس‎های دیگر می‎پوشد معنا شده است.
از مجموع شواهد لغوی، تفسیری و تاریخی مذکور، به روشنی استفاده می‎شود که رنگ جلباب و چادر زنان عرب هنگام نزول آیه‌ی شریفه، مشکی بوده است؛ بنابراین، می‎توان گفت که چادر مشکی منشأ و ریشه‌ی قرآنی دارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 23:16  توسط غريب تنها  | 

 

ميلاد يگانه منجی عالم بشريت را به تمام شيعيان تبريك عرض می كنم

برای تعجيل در ظهور و سلامتی امام زمان طرح ختم صلوات٬علاقمندان می توانند تعداد صلوات خود را در قسمت نظر به ثبت برسانند

  با تشكر از همراهی شما

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 12:50  توسط غريب تنها  | 

 

 

مد وارزش‌های دینی

در شکل‌گیری سبک زندگی و پیروی از مدها، بررسی نقش ارزش‌ها و مهم‌تر از آن، تحولات ارزشی جامعه در ایجاد سبک‌های زندگی و‌ مدها، ‌بسیار مهم است. اولین پژوهشگران سبک زندگی، ارزش‌ها را اصلی‌ترین منبع شکل‌گیری سبک زندگی می‌دانستند و تاّکید داشتند که شناخت ساختار ارزش‌های فردی اصلی‌ترین وظیفه برای درک سبک زندگی افراد است.

«لوو و میگل»[24] از چهار نوع ارزش سخن می‌گویند. این چهار نوع ارزش عبارتند از: ارزش‌های اخلاقی، ارزش‌های دینی- متافیزیکی، ارزش‌های مادی ‌و ارزش‌های زیباشناختی. هر یک از این ارزش‌ها می‌تواند موجد سبک زندگی باشد. ارزش‌های مادی مبنای تخصیص سرمایه، زمان و نهایتاً مصرف مادی هستند. ارزش‌های زیباشناختی مبنای ادراک فرد از هنر و محصولات فرهنگی‌اند. ارزش‌های اخلاقی مبنایی برای اندیشیدن و عمل کردن در همه موقعیت‌هایی هستند که فرد باید قضاوت اخلاقی کند و نهایتاً ارزش‌های متافیزیکی راهنمای تصمیم‌گیری افراد در موقعیت‌هایی هستند که فرد با مسائل وجودی درگیر می‌شود (‌فاضلی، 1382: ص 92).

«باکاک»[25] ‌امیدوار است که ادیان جهانی بتوانند پیش از آن که آسیب به سیاره زمین بیش از حد عظیم شود ‌بر سبک زندگی مصرف گرا فائق آیند. وی توان بالقوه ادیان برای ایجاد سبک‌های زندگی نوین را جدی تلقی می‌کند. ادیان به دلیل عرضه ارزش‌های متافیزیکی و اخلاقی و همچنین ارائه رشته‌ای از رفتارهای سنتی که می‌تواند سازنده سبک زندگی معنویت‌گرا باشد، قادرند نقش مؤثری در ایجاد یا تغییر سبک‌های زندگی موجود ایفا کنند (همان، ص 102)‌.

در نهایت با توجه به بحث‌های نظری و تحقیقات انجام شده می‌توان اظهار کرد که بین وضعیت اقتصادی افراد مدگرا با پیروی آنها از مد روز ارتباط وجود دارد. همچنین به نظر می‌رسد در زمینه اجتماعی ایران امروز استفاده از رسانه‌های غیررسمی، بر میزان گرایش یا تبعیت از مد تأثیر می‌گذارد. گذشته از این، یکی از عوامل پیروی از مد، کسب هویت فردی و متمایز شدن از دیگران ‌است و در نهایت نیاز به خود نمایی عامل مهم گرایش به مدگرایی است.

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 1:25  توسط غريب تنها  | 

سیر تحول حجاب; بایدها و نبایدها - سید صادق سیدنژاد

نویسنده پس از بیان مقدمه‏اى در باب ضرورت حجاب به تحولات پوشش زنان در جهان مى‏پردازد: به گواهى اسناد معتبر تاریخى، برخوردارى از پوشش مناسب و پرهیز از بدن‏نمایى و داشتن احساس شرم و مهم تلقى کردن عفت، صفت مشترک تقریبا تمام جوامع در طول تاریخ بوده است . این پافشارى بر پوشش مناسب در همه اعصار، فطرى بودن میل به پوشش، و احساس نیاز به برخوردارى از کرامت را به اثبات مى‏رساند . البته تفاوت‏هاى فراوانى در نوع پوشش جوامع مختلف، در طول تاریخ، به چشم مى‏خورد که از اوضاع اجتماعى، اقتصادى، جغرافیایى و ... جوامع برمى‏خاسته است . پس از وقوع انقلاب صنعتى در اروپا، جهان‏بینى و نظام ارزشى حاکم بر جوامع غربى به‏طور کلى دگرگون شد و تفسیر و تعریف جدیدى از جهان، انسان و ارزش‏ها ارائه گشت . از آنجا که جهان‏بینى فرد در تمام جنبه‏هاى زندگى او تاثیر مستقیم دارد، این رویداد بر نوع پوشش زنان نیز اثر نهاد . در تعریف جدید از انسان، انجام هر کارى به او اجازه داده مى‏شد; چرا که انسان و برآورده شدن خواست‏ها و اشباع غرایز او مبناى همه چیز دانسته مى‏شد . در نتیجه این تغییر نگرش، دیگر به لباس به مثابه وسیله پوشش و حفظ عفت و آراستگى نگاه نمى‏شد، بلکه از آن به منزله ابزارى بهره گرفته شد که مى‏تواند زیبایى‏هاى تن را هر چه بیشتر به نمایش بگذارد .
از سویى، تداوم حیات نظام سرمایه‏دارى، در تولید و مصرف بیشتر است، و ازاین‏رو همه کوشش‏ها، در جهت داغ نگاه داشتن بازار مصرف است . از جمله امورى که مورد سوء استفاده این نظام اقتصادى واقع شده است، پوشش و نوع لباس زن و مرد غربى است . استعمارگران، پس از آنکه دریافتند یکى از موانع مهم در مسیر اهداف آنان در جوامع مختلف، اعم از اسلامى و غیراسلامى، پوشش مناسب رایج در این جوامع است، بر آن شدند که نوع پوشش مردم را در این جوامع تغییر دهند . آنان از این طریق دو هدف عمده را دنبال مى‏کردند: فراهم ساختن زمینه‏هاى گسترش فساد و فحشا، و در نتیجه، بازماندن مردم از اندیشیدن به مصالح خویش; ایجاد بازار مناسب براى تولیدات کارخانجات غرب .

کیهان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 23:3  توسط غريب تنها  | 

حفظ کرامت زن

حفظ کرامت و شخصیت زن به وسیله حجاب و پوشش است. اگر نگوییم همه زنان، بیشتر زنان علاقه مندند جدای از زیبایی های جسمانی و خصوصیات ظاهری، مورد توجه قرار گیرند و قبل از اینکه نگاه جنسی به آنها شود، به عنوان یک انسان دارای فضیلت و دارای استعداد شناخته شوند و به اعتبار شخصیت انسانی شان در جامعه ارزشمند باشند، نه اینکه به خاطر زیبایی های جسمانی مورد ارزیابی قرار گیرند و بسیاری از کمالاتشان تحت الشعاع ظواهرشان ناشناخته و پنهان باقی بماند .

اسلام نگاه دنیای امروز را به زن به عنوان یک کالای مصرفی و یک وسیله جنسی برای تبلیغ کالاهای مختلف و عاملی برای جذب مشتری و... نمی پذیرد. به همین دلیل است که حفظ هویت واقعی زن را در گرو پوشش و حجاب اسلامی می داند. به طور طبیعی زنانی هم که می توانند با ویژگی های اخلاقی خاص و علم و دانش و بصیرت و کرامت نفس شناخته شوند، هرگز خود را ملعبه دست دیگر افراد از بوالهوسان جامعه تا استعمارگران و سیاستمداران و فعالان اقتصادی قرار نمی دهند و نیازی به خودنمایی و تجمل گرایی ندارند. در مقابل کسانی که بهره ای از هویت انسانی و سرمایه های معنوی و اخلاقی ندارند کمبود خود را با عرضه ظاهر و اندامشان در جامعه جبران می کنند و تنها به عنوان یک زن مطرح می شوند و نه به عنوان یک انسان و اگر هم استعداد و خلاقیتی دارند هرگز شکوفا نخواهد شد .

امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید: «کسی که کرامت و شخصیت انسانی، او را استوار نساخت، اهانت و پوچی زندگی او را ادب خواهدکرد.»

قرآن کریم هم حجاب را عاملی برای رعایت حرمت و احترام زن می شمارد و می فرماید:
«یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین من جلابیبهن ذلک أدنی أن یعرفن فلایوذین و کان الله غفوراً رحیماً؛ 

 ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلبات ها (روسری های بلند) خود را بر خویش افکنند. این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است.»

آیت الله جوادی آملی در این زمینه می نویسد :

«در هر بخشی و هر بعدی از ابعاد، برای سیر به مدارج کمال بین زن و مرد تفاوتی نیست، منتها باید اندیشه ها قرآن گونه باشد؛ یعنی همانگونه که قرآن بین کمال و حجاب و اندیشه و عفاف جمع نمود، ما نیز در نظام اسلامی بین کتاب و حجاب جمع می کنیم؛ یعنی عظمت زن در این است که مردان بیگانه را نبیند و مردان بیگانه هم او را نبینند قرآن کریم وقتی از حجاب سخن می گوید، می فرماید: حجاب عبارت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زنی که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند؛ لذا نظر کردن به زنان غیر مسلمان را بدون قصد تباهی جایز می دانند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی بهره اند.»

البته حجاب از منظر اسلام به معنای صرف پوشاندن نیست، قرآن کریم با بیانی لطیف در این باره می فرماید: «و یحفظن فروجهن»  یعنی به زنان با ایمان بگو شرمگاهشان را حفظ کنند. تعبیر یحفظن به جای یسترن- که به معنای پوشاندن است- بدین منظور است که هدف حفظ کردن است، نه فقط پوشاندن. تنها پوششی که عامل تحریک و جلب نظر باشد، خواسته خدای متعال نیست؛ هدف از پوشاندن حفظ کردن است و البته که بدون پوشاندن حفظ کردن بی معناست؛ یعنی می توان خود را پوشاند، اما از نگاه و خطر حفظ نکرد. همان طور که افراد نمی توانند ادعا کنند که بدون پوشش خود را حفظ می کنند، نمی توان ادعا کرد که همیشه هر پوشیدن آمیخته با حفظ کردن است .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 12:52  توسط غريب تنها  | 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 13:54  توسط غريب تنها  | 

آن دم كه در حرا خلعت پيغمبری بر جان مصطفی پوشيدند ، عرشيان و فرشيان هفت آسمان در عظمت اسوه ايمان به تعظيم كوشيدندما نيز با آنان همنواييم و سالروز بعثت نبی اكرم (ص) را جشن می گيريم.

                                                     عيدتون مبارك

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 13:25  توسط غريب تنها  | 

معرفی كتاب عشق بی پایان: داستانی پیرامون حجاب، شناخت و عشق الهی نویسنده: لنگی اصل، اکبر صالحه علیزادگان انتشارات: احرار - 21 مرداد، 1386 -------------------------------------------------------------------------------- درس حجاب از قرآن و حضرت زهرا (س) نویسنده: مصطفی شریعت موسوی اصفهانی انتشارات: دار التفسیر - 16 مهر، 1384 -------------------------------------------------------------------------------- حریم عفاف: حجاب از دیدگاه آیات و روایات نویسنده: حسین رشیدی انتشارات: رازبان - 09 مهر، 1385 -------------------------------------------------------------------------------- در و صدف (بحث دینی، اجتماعی و سیاسی درباره حجاب) نویسنده:سید مهدی شجاعی :محیی-۱۳۸۵ -------------------------------------------------------------------------------- حجاب و نقش آن در سلامت روان نویسنده: عباس رجبی انتشارات: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) - 10 مرداد، 1386 -------------------------------------------------------------------------------- کشف حجاب: زمینه ها، واکنشها و پیامدها نویسنده: مهدی صلاح انتشارات: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی - 15 مرداد، 1384
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 12:2  توسط غريب تنها  | 

۱) علل فزونی آرایش در قرن بیستم

در زمان جنگ جهانی دوم، زنان بیش از هر زمان دیگر، گروه گروه به نیروی کارگری می‌پیوستند و ده‌ها میلیون زن که پیش از آن صرفاً به کارهای خانگی مشغول بودند به سوی بازارهای کار گرایش یافتند. این فرآیند موجب شد تا زنان و مردان درباره جایگاه و هویت اجتماعی زن بیاندیشند. با اتمام جنگ جهانی نیز میلیون‌ها زن و مرد تمایل داشتند فعالیت اجتماعی و اقتصادی زنان همچنان تداوم یابد.

از آن جا که از نظر صاحبان سرمایه، افزایش آگاهی و ارتقای موقعیت اجتماعی زنان با بهره‌کشی از آنها ناسازگار بود، به تبلیغ نظریة «راز و رمز» زنانه پرداختند. هدف این پیکار گسترده اقتصادی و ایدئولوژیکی، ایجاد تغییر در تحولاتی بود که در نگرش شایسته زنان پدید آمده بود. این جریان درصدد بود تا در بین زنان شاغل و غیرشاغل، تبلیغ نماید که آنها بیش از همه چیز باید زیبا و فریبا باشند و بایستی از هر چیزی که زیبایی و طراوت آنها را به خطر می‌اندازد، اجتناب کنند.

در سال 1954 همزمان با رکود سرمایه داری، سود صنایع آرایشی به شدت کاهش یافت و فروشندگان بزرگ لوازم آرایشی برای اینکه بتوانند «یورش بزرگ عملیاتی» خود را به اجرا بگذارند، از جملات خاصی درباره لوازم آرایشی استفاده می‌کردند تا از این طریق بـتواننـد خریدارانی را برای لوازم آرایشی خود به دست آورند. همچنین بنگاه‌های سرمایه‌داری با استفاده از نا‌امنی اقتصادی زنان سعی می‌کردند آنان را به خرید لوازم آرایشی وادار سازند (ر.ک.هنسن‌‌ورید،1381).

گرایش زنان به آرایش، از رویکردهای متفاوتی قابل تبیین است که مهم‌ترین آنها به شرح ذیل است:

1-۱) رویکرد اقتصادی- اجتماعی

در بازار رقابت جنسی که از ویژگی‌های سرمایه‌داری است، زنان ناگزیرند برای رسیدن به امنیت با زنان دیگر رقابت کنند؛ بر مبنای این رویکرد زنان از روی هوی و هوس به لوازم آرایش روی نمی‌آورند، بلکه به علت فشار اجتماعی است که از لوازم آرایش استفاده می‌کنند.

2-۱) رویکرد ظاهرگرایی

مطابق این رویکرد، استفاده از لوازم آرایش خوب و ضروری است؛ زیرا به زیبایی زنان کمک می‌کند. استفاده از لوازم آرایشی در جامعه‌ای که ارزش زن را به زیبایی و جوانی او می‌داند، حق زنان است. در روزگار پیشین، هرگاه زنی به چهل سالگی می‌رسید، او را پیر و نازیبا می‌انگاشتند؛ بنابراین، این بخشی از نهاد و روان هر زن بهنجار است که برای نگاهداری زیبایی و جوانی خود تلاش کند.

3-۱) رویکرد اخلاقی

در این رویکرد معیار زیبایی عمدتاً شامل خرد، بی‌باکی، روشنفکری، صداقت، عاطفه و سایر فضائل اخلاقی است. یک چهره بی‌آرایش نیز می‌تواند نشانگر همه این فضیلت‌ها باشد و بدین طریق به زیبایی دست یابد. چهره فرد می‌تواند بسیار نرم و صاف باشد و آن چنان با تردستی آرایش شود که شاداب و جوان و خوب نشان داده شود، ولی در باطن حرص و آز، ترس و بزدلی یا سستی اخلاقی داشته باشد.

4-۱) رویکرد عاطفی

دختران در سن جوانی و گاهی در نوجوانی دست به آزمون «آرایش» می‌زنند تا از گروه سنی خود پیش‌تر باشند. این دختران، به این سبب لوازم آرایش را به کار می‌برند که خود را بزرگ‌تر نشان دهند و از رهگذر جادوی لوازم آرایش، آرزوی خود را برای کوتاه کردن دوره کودکی و نوجوانی محقق سازند و به «بزرگسالی» قدم نهاده و به نیازهای عاطفی خویش پاسخ گویند.

5-4) رویکرد روانی

نیاز به خودنمایی در انسان، هم سبب گرایش به انواع آرایش و هم موجب میل به تمایزیابی و گرایش به مد می‌شود. لذا در این بخش جا دارد قدری هم به بحث نیاز و نقش آن در گرایش به مد بپردازیم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:51  توسط غريب تنها  | 

در واقع نفس ما مدیون فطرت ما و فطرت ما ولی نعمت نفس ما است و ما به عنوان صاحبان نفس خویش باید فضائل اخلاقی را در خود بارور کنیم تا فطرت بالقوه ما از طریق تماس با فضائل اخلاقی در مسیری از بالفعل های غنی رشد کند شاید با این کار فضائل به جای رذایل در او ملکه ذهنش شود و نهایتاً خواهد آموخت که پرداخت ذکات هر چیزی عمر مفید او را مستمر خواهد کرد اما این اراده ، مشروط به همت والایی است که به فریاد ضمیر خویش برسیم.
از مؤلفه های درونه شدن فرایند عفاف، موضوع وراثت را بیان کردیم که همان انتقال خصوصیات جسمانی و حالات روانی و ویژگی های اخلاقی و رفتاری والدین بصورت غالب و اجداد بصورت نهفته در نسل های بعدی می باشد و بعضاً بصورت مثبت و منفی در افراد تاثیر می گذارد .
امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: اذا کرم اصل الرجال ،کرم مغیبه و محضره[2]
وقتی اصل و ریشه انسان خوب و شریف باشد نهان و آشکارش خوب و شریف است
و گاهاً با استناد به کلام نبی اکرم (ص) که فرمودند:
اشقی شقی فی بطن امه و السعید سعید فی بطن امه [3]
 
می توان به این نتیجه رسید که فضیلتمند شدن اخلاق دلیل بر پا کی ریشه خانوادگی است.
قاعدتا در راستای فرمایش حضرات معصومین(صلواه الله و سلامه علیه ) می بایست به این نکته اشاره کرد که بهترین بذرها اگر بی توجه به شرایط کاشته شوند هرگز به ثمر نخواهند رسید، بنابراین با اینکه پسر نوح نبی (ع) در کانون وحی می زیست نتوانست با تربیت خویش متصل به خانوادۀ روحانی اش  شود اما انسانهایی هستند که با وجود خانواده های بدون تقید اعتقادی ، چنگ به حبل المتین الهی زده اند و فارغ از اصالت خویش به دریای بی کران محبت خداوند پناه برده اند .
محیط تربیتی کودک که شاخصه بعدی  می باشد جایی است که او در آن رشد می کند و این محیط در شقاوت و سعادت او نیز دخیل است والدینی که محیط تربیتی فرزندان خود را به گونه ای هدفمند و دارای ساختاری اصولی مهیا می کنند و حتی در ویژگی های رفتاری و گفتاری فرزندان خود برنامه ریزی کرده و در قدم به قدم برنامه های تربیتی و فضایل اخلاقی فرزندانشان، خود را مسئول می دانند در واقع در ریشه دوانیدن مبنای فضایل، یعنی دارامند کردن فرزندان خود به پاکدامنی و عفت ، همتی در خور تقدیر انجام داده اند.
بسیاری از آسیب های اجتماعی و آلودگی های اخلاقی و در واقع بی عفتی جوانان از محیط خانواده آغاز و معلول تربیت های نادرست و یا عدم نظارت والدین بر فرزندان است.
وقتی خوب می نگریم و در تورق ثانیه های عمر خود به محاسبه می نشینیم،می بینیم حاصل تمام عمر از مکث بر روی لحظه های خودسازی ما شکل می گیرد پس بیائید با همت خویش و با درونی پاک فضائل درون خویش را به صحنه جامعه بکشانیم که براستی تمام آن چیزی جز مراقبت از نفس نیست.
 
   


[1] . لسان العرب ، ج9،ص290
[2] . خانواده و کودکان گرفتار ، ص10 تا ص12
[3] . غررالحکم ، ج 1 ، ص 379

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 13:41  توسط غريب تنها  | 

 
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 19:41  توسط غريب تنها  | 

مفهوم مد و تاریخچه آن

واژه‌ی «مد»[1] واژه‌ای فرانسوی است و در زبان فرانسه به معنی طرز، اسلوب، عادت، شیوه، سلیقه، روش، رسم، و باب روز آمده است. Mode از ریشه لاتین Modus گرفته شده است. این واژه پس از جنگ جهانی اول، به دنبال نفوذ تمدن غرب، وارد زبان فارسی شد (صبور اردوبادی، 1368: صص16-15). فرهنگ دهخدا مد را این‌گونه تعریف می‌کند: «مد» لغتی فرانسوی به معنی روش و طریقه موقت است که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان، طرز زندگی و لباس پوشیدن و غیره را تنظیم می‌کند. شیوه متداول و باب زمان در شئون زندگی اجتماعی را مد گویند (دهخدا، 1352: ص2).

در زبان انگلیسی اصطلاح fashion برای مد به کار می‌رود و تقریباً همان تعاریفی که برای مد در زبان فارسی و فرانسه آورده ‌شد در ذیل واژهfashion نیز به کار می‌رود. روشی برای لباس پوشیدن، رفتارکردن، دکوراسیون یا یک علاقه که مَدّ نظر قرار می‌گیرد (فرهنگ وبستر، 1986: ص825).

دایـرة‌المـعارف تطبـیقی علـوم اجـتماعی مـد را ایـن‌گـونه تـعریف می‌کند: «مد عبارت است از شیوه‌های نسبتاً زودگذر کنش در آرایش شخصی یا طرز گفتار و بسیاری دیگر از رفتارها. تفاوت مد با رسم در آن است که بر خلاف رسم که دوام و دیرپایی ویژگی آن می‌باشد، تازه است و تبعیت از آن بیشتر به خاطر تازگی آن می‌باشد (شایان مهر،1377: ص126).

در جامعه شناسی، به رفتار جمعی نوظهوری که به قدر رسم اجتماعی تثبیت نشده باشد، مد اجتماعی می‌گویند.

پیدایش و ظهور و افول مد، با همه سرعت آن معمولاً پنج مرحله ذیل را شامل می‌شود:

1- آفرینش و ایجاد مد 2- ارایه و معرفی مد 3- مردم پسند کردن مد که در این مرحله کوشش دامنه‌داری در جهت شناساندن مد می‌شود و با استفاده از تبلیغات و رسانه‌های عمومی سعی در معرفی مد و کالای جدید و قبولاندن آن به جامعه می‌شود 4- تولید انبوه 5- پس از آن که تقاضای مد جدید به اوج خود رسید، قوس نزولی تقاضا و زوال مد آغاز شده و با پیدایی مد جـدیـد مـد قبـلی از دور خـارج مـی‌شـود (زارعی، 1356: ص151).

بنابراین، مد پدیده‌ای نیست که مختص جامعه و فرهنگ خاصی باشد. هر جامعه‌ای بنا به مقتضیات زمانی و مکانی، در عرصه‌های گوناگون اعم از پوشاک، آرایش، طراحی ساختمان، تزئینات داخلی و مبلمان منزل، مدهای مختلفی را به نمایش می‌گذارد. چنانچه مد، بخش وسیعی از افراد جامعه را تحت تأثیر قرار دهد، به آن مد اجتماعی گفته می‌شود.

انواع مد و از جمله مد اجتماعی اگر چه عمر کوتاهی دارند، ولی می‌توانند عامل مؤثری در جهت تغییرات اجتماعی مثبت یا منفی باشند. چه بسا یکنواختی رنگ، پوشش، آرایش و سبک زندگی در بلند مدت خستگی به بار آورد.

در هر حال فرهنگ‌ها تغییر پذیرند؛ ولیکن در وهله نخست در برابر عناصر جدید فرهنگی، پایداری و مقاومت نشان می‌دهند و این سرآغاز کنش و واکنش میان مد و فرهنگ پایدار جامعه است. آنچه به این تقابل دامن می‌زند، بهره‌برداری نظام سرمایه‌داری از مد و تمایلات نوگرایانه انسان‌ها، بدون توجه به بنیان‌های فرهنگی یک جامعه است. نگرانی‌ها و تلاش‌های فرهنگ مداران جامعه، به تنهائی، نتوانسته است پاسخ مناسبی برای حل این مسئله پیدا کند.

صرف نظر از عناصر مثبت و منفی مدگرایی باید به تولید نوگرایی و زایش مداوم فرهنگی اندیشید و در یک کلام در عین پاسخگوئی به نیازهای بشر در زمینه پویایی، حقیقت جویی، زیبایی‌گرایی و کمال‌طلبی، سلیقه او را در لباس و آرایش و طرز زندگی بهبود بخشید. برای تحقق چنین چارچوبی، اجتهاد مستمر فرهنگی در قالب ارائه طرح‌های نو به نو می‌تواند ضمن جهت دهی به مد، به تولید و اقتصاد ملی نیز کمک بایسته‌ای کند.

در تقابل میان مدگرایان و فرهنگ مداران جامعه، مسأله اساسی عدم شناخت کافی نسبت به عوامل مدگرایی از یک طرف و ظرفیت‌های فرهنگ ملی ـ دینی از سوی دیگر است. بعضی باورهای رایج در جامعه معتقد است، مقابله با پیامدهای منفی مدگرایی، خصوصاً در زمینه پوشاک و آرایش، تنها از طریق کنترل‌های اجتماعی، عملکرد پلیسی و تحریم‌های قانونی امکان‌پذیر است و دولت و مسئولین را در برخورد مناسب با این مسأله اجتماعی حساس می‌کند. سؤالی که در برابر این گروه بی‌پاسخ مانده این است که چرا عکس‌العمل‌های دولت، مردم و مسئولین تاکنون موفقیت چندانی به همراه نداشته و حتی قانونگذاری‌های متعدد نیز، به چاره کار کمک شایانی نکرده است؟

از طرف دیگر، مدگرایان، از این که در انجام آنچه دوست دارند و می‌پسندند آزاد نیستند ناراضی بوده و مسئولین عرصه فرهنگی را به تحجّر و ممانعت از آزادی‌های فردی متهم می‌کنند. در این طیف، بعضی نیز معتقدند آزادی کامل در عرصه مد خصوصاً پوشاک و آرایش می‌تواند جامعه را به تعادل منطقی بین سبک‌های مختلف زندگی برساند. بدین لحاظ بررسی عوامل مؤثر در گرایش به مد و جلوه نمایی از طریق لباس و آرایش و ارتباط آن با بحران‌های هویتی قابل تأمل و پیگیری علمی است.

ارائه نظریه و تبیین‌های موجه در زمینه عوامل پیدایش مدهای گوناگون از موضوعاتی است که در حوزه جامعه شناسی مطرح و مورد توجه بوده است. برخی از این نظریه‌ها مد را تقبیح کرده و آن را بر پایه هوس‌های اجتماعی و تمایلات مصرف گرایانه تعریف می‌کنند. این گروه، انسان مدگرا را موجودی مقلد، غرب زده و تحت تأثیر تبلیغات نظام سرمایه داری جهانی می‌داند. از این منظر، مد مبنای فساد و تباهی نسل جوان و از بین برندة فرهنگ و رسوم و عادات ملی و مذهبی معرفی می‌شود.

از منظر دیگر، موافقان مدگرایی، نیاز به ارائه زیبایی خود و جلب توجه دیگران، نو به نو شدن و میل به لذت جویی و شادکامی بی قید و بند را حق انسان و مبنای عمل مدگرایانه می‌دانند. این گروه، مد را همسویی با جهان پیشرفته و نشان رشد و ترقّی فردی تفسیر می‌کنند. در این دیدگاه، به تمایلات طبیعی انسان و ضرورت عدم سرکوب آن استناد می‌شود و هر نوع قید و بندی در مقابل مد را در حقیقت سدی، بر راحتی، آزادی، لذت و شادکامی انسان معرفی می‌کنند.

هر دو طیف از طرق گوناگون که مهمترین آنها رسانه‌های همگانی رسمی و غیر رسمی هستند، برای تبلیغ ایده و الگوی خود کوشش می‌کنند. در هر حال بررسی و تبیین ریشه‌ها و عوامل فرهنگی و اجتماعی گرایش به مد و آرایش می‌تواند به آگاهی برنامه‌ریزان از معنا و مقصود اعمال مدگرایانه منجر شود که خود عامل مؤثری در طراحی و ارائه الگوی مناسب مد در جامعه محسوب می‌شود.

پدیده آرایش که نسبت به پدیده مد قدیمی‌تر بوده و در همه زمان‌ها وجود داشت، در قرن بیستم گسترش چشمگیری پیدا کرد. از آن جا که این مقاله درصدد تحلیل برخی از عوامل گرایش به خودآرایی می‌باشد، لازم است زمینه فرهنگی- اجتماعی گسترش این پدیده در قرن بیستم به اختصار بررسی شود.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 11:28  توسط غريب تنها  | 

حجاب زنان سالمند

قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)
علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.

منبع:سایت رشد

.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 23:23  توسط غريب تنها  |